X
تبلیغات
نقد آثار رضا عابدینی

نقد آثار رضا عابدینی

پوستر بدون حرف رضا عابدینی که برای نمایشگاه پوستر هایش در مشهد طراحی کرده است . ترکیب بندی پوستر پویا و جذاب می باشد و نکته ی مهم در این پوستر استفاده از نقطه های خطاطی که در خوشنویسی فارسی مقیاس می باشد و اشاره به بازی خطاطانه ی رضا عابدینی که کار با فونت فارسی را متحول کرد ( که بعدآ خیلی ها از او تقلید کردند). حضور پیکره ی ایستاده که به نوعی سبک رضا عابدینی می باشد و پیکره به صورت نیمرخ و می باشد و گویی در حال تماشای تابلو یا پوستریست که به خوبی فضای نمایشگاه گونه را نشان میدهد. انتخاب رنگ نارنجی برای زمینه ی پوستر که احتمالآ رنگ مورد علاقه ی او می باشد ، چون در بسیاری از پوستر ها ازاین رنگ استفاده می کند. با کمی دقت در شیوه ی کارهای نسل های قدیم می توان دریافت که آنها به هنر تصویر سازی توجه ویژه ای داشته اند در حالی که نسل امروز توجه خود را بیشتر به تایپوگرافی معطوف کرده است ، رضا عابدینی که می توان او را از گرافیست های نسل چهارم شناخت همانند رابطی است که تمایل خود را بیشتر به تایپو گرافی مدرن معطوف کرده است و تلاش می کند تا فضاهای تازه تری در طراحی گرافیک با استفاده از خوشنویسی سنتی ایران به وجود آورد.

حمیدرضا دانش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  | 

نقد : مجموعه ای از قوانین و روشهایی که برای بررسی یک اثر از کل به جزء

نقد را به دو دسته کلی تقسیم می کنیم .

۱- نقد نظری ( علمی) : نظریات دیگران راجع به نقد گفته شود اما هیچ اثر خاصی مورد محک قرار نگیرد.

۲- نقد عملی : نقد وقتی در رابطه با یک اثر هنری صورت بگیرد٬ به آن نقد عملی می گویند.

تجزیه : فرمالیست است ٬ اجزای اثر را تجزیه می کنیم >>> یک اثر هنری دارای یک فضای هنری است ٬ این فضای هنری از عناصر تشکیل دهنده و عوامل تاثیرگذار تشکیل شده است .عناصر تشکیل دهنده راحت قابل تشخیص و آنالیز هستند چون قابل رویتند.

تحلیل : عوامل و زمان و محتوای اثر است >>> عوامل تاثیرگذار مثل فرهنگ ٬ محیط ٬ سبک ٬ هنرمند ٬ روحیه هنرمند ٬ کمی مشکل تر است زیرا ممکن است قابل رویت نباشد. مثلا زمان ٬ فرهنگ.

تجریه و تحلیل : جدانمایی اجزای تشکیل دهنده ی یک مجموعه و بررسی همه جانبه ی عناصر را ( به تنهایی و یا در مجموعه ) تجزیه و تحلیل می گویند . روش تجزیه و تحلیل دست آورد تجربه گرایی قرن ۱۸ انگلستان است و در برخورد با هر پدیده ای که در معرض تجربه قرار می گیرد از آن استفاده می گردد تا به صورت علم مدون گردد. ( از قرن ۱۸ هنر و فلسفه تجزیه و تحلیل شده )

تجزیه و تحلیل بر پایه ی خرد و منطق استوار است به خاطر همین مرام و مسلک منتقدان انگلیسی قرن ۱۸ با مفروضات آرمان معابانه ی و گاهی عرفانی منتقدان آلمانی دوره ی رمانتیک متغیر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  | 

میرزا بابا مهر علی نخستین نقاش باشی دوره قاجار بود . او درشبیه پردازی و چهره پردازی ٬ دقیق و خوش قلم و در ارائه و خلق مجالس بزمی بینهایت ماهر بود.

او در تک پیکره های فتحعلی شاه ٬ وی را با عمامه جقه دار یا تاج فاخر و جامه واسلحه گوهر نشان به تصویر کشیده است .

در پوستر هاي رضا عابديني پيکره ها با جامه ي  روزمره و ظاهري امروزي و خالي از تکلف، تنها ايستاده يا نشسته در سطوح رنگي ساکن، قرار گرفته اند. تن ها يا سايه گون اند يا با سايه پردازي مختصر در چهره و جامه، پرداخته شده اند. چهره ها يا بريده شده اند يا مخدوش گشته اند. دست ها عموما بار طراحي را به دوش مي کشند؛ يا باز شده اند يا بر سينه قرار گرفته اند، يا مثلا شاهد پيکره اي هستيم که دستي به کمر دارد و يا دستانش را به آسمان دراز کرده است.
در پوستر هاي رضا عابديني اشيا، تاج، کلاه، جواهر و زينت و سلاح شاهان و شاهزادگان درباري، همه، جايشان را داده اند به حروف، کلام و کلمه. عابديني کلمات فارسي را گاه چون تاجي مرصع نشان از حروف خيره کننده ي فارسي بر سر فيگورهايش نشانده است و گاه چون جامه‌ي زربفت مزين به مرواريد حروف به تن پيکره هايش پوشانده است. او حروف فارسي را گاه سردوشي پيکره هايش قرار داده است و گاه رازگونه چون طلسم محافظ، بر بازويشان بسته است. گاه سرها پر شده اند از خيال کلمات و گاه سينه ها.
اگر در پيکره نگاري قاجار، افراد به واسطه‌ي اشيا به مثابه نمادي از جايگاه اجتماعي و حرفه معرفي مي شدند، در تن هاي عابديني کلمات و کلام به مثابه نماد فرهنگ، انسان معاصر را باز مي نمايانند.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  | 

ايران به دليل قرار گرفتن در جغرافيا و ژئوپولتيک ويژه‌ي بين النهرين و در گذارتاريخ چند هزار ساله اش، پيوسته در معرض دگرگونگي ها و دگرديسي هاي فرهنگي قرار داشته است. فرهنگ ايراني، براي حفظ ذات و پويايي خود، به نوعي انعطاف پذيري گياه واره خو گرفته است. فرهنگي که به درازاي تاريخ اش ريشه دوانده است و سر شاخه هاي خود را در معرض نه فقط نسيم که طوفان ها قرار داده است؛ نه مقهور طوفان گشته و شکسته، بلکه سرخوشانه از هر طوفاني، رقصي بي بديل ساخته است و در بستر هر زمين آن گونه بار نشسته است که هنوز از شيريني ميوه هايش کام بگيريم. آرياسب دادبه(۱) اين گياه وارگي را به روال فرهنگ ايراني تعبير مي کند و آن را تا دوره‌ي قاجار جستجو مي کند و از آن به عنوان ارزشمند ترين رويکرد هنر قاجار ياد مي کند. او مي گويد: با تأملي بر هنر قاجار در مي يابيم که هنرمندان آن دوره به روال فرهنگ ايراني، تا اندازه اي هنوز به اين گونه عمل نموده اند که فرهنگ بيروني را در خود مستحيل سازند، نه خويشتن را در آن، و اين از ارزشمند ترين رويکرد هاي هنر قاجار است.

تأمل در هنر قاجار از آن رو حائز اهميت است که در دروازه ي ورودي دوران معاصر ما و روند مدرنيزاسيون ايران قرار دارد. به تعبير آيدين آغداشلو(۲) سبک قاجاري آخرين دستاورد هنرمندان سنتي ايران است، و به زعم رويين پاکباز(۳) پيکرنگاري هاي قاجاري نمايانگر اوج هم آميزي سنت هاي ايراني و اروپا است، در يک قالب پالايش يافته و شکوهمند.
مشخصات بارز پيکر نگاري درباري(۴) عبارت اند از:
ترکيب بندي متقارن و ايستا با عناصر افقي و عمودي و منحني، سايه پردازي مختصر در چهره و جامه، تلفيق نقشمايه هاي تزييني و تصويري، رنگ ريزي محدود با تسلط رنگ هاي گرم به خصوص قرمز.
در اين مکتب پيکر انسان اهميت اساسي دارد، ولي به رغم بهره گيري از اسلوب برجسته نمايي، همواره شبيه سازي فداي ميثاق هاي زيبايي استعاري و جلال و وقار ظاهري مي شود.
انسان همواره عنصر اصلي آثار رضا عابديني بوده است. کمتر کاري از عابديني را مي توان به ياد آورد که حضور انساني در آن نباشد. شيفتگي عابديني به انسان با نگاه به آثار دهه ۷۰ او مشهود است(۵). تأکيد عابديني تا اواخر دهه ۷۰ بيشتر به روي چهره هاست. شيفتگي به طراحي و نوجويي در ترکيب بندي بر تصوير کارهايش غلبه دارد. حروف فارسي با جسارت و سرخوشي، ساختار زدايي شده اند. ترکيب بندي ها در تصوير ها و حروف، گويي از سر اعتراض، به سان انسان رهيده از بندي که بيمارگونه آزادي اش را به رخ مي کشد، در هم ريخته شده است. دهه ۷۰ براي عابديني سال هاي تجربه هاي نو در ترکيب و حروف و بيان معترض و سنت شکن است. عابديني از يک سو وارث گرايش هاي استعاري و تصوير پردازانه ي طراحان ايراني نسل هاي پيش از خود مانند مميز(۶) و مثقالي(۷) است و از سويي ديگر متأثر از طراحان کنستراکتيويست روس چون رودچنکو(۸) و ليسيتزکي(۹). جايگاه عابديني در ايران را از منظر ترکيب توأمان بيان تصويري و طراحي پرانرژي و ساختار گرا، مي توان با رومن سيسلوويچ(۱۰) لهستاني مقايسه کرد. از سيسلوويچ مي توان به عنوان مهم ترين و کليدي ترين طراح براي تحليل آثار رضا عابديني نام برد.
در دروازه‌ي دهه ۸۰ به جاي چهره ها، پيکره ها، قاب پوستر هاي عابديني را فتح مي کنند و با شکوهمندي بر حضورشان اصرار مي ورزند. گرايش عابديني به پيکره ها، توأم است با گرايش او به سادگي، توازن و ايستايي در ترکيب بندي هايش. جزييات گويي چون هيجانات فروکش کرده، از کارهايش حذف مي شوند و جايشان را به سادگي و پختگي پرصلابت و ترکيب و  رنگ و تصوير و کلام مي دهند. در آثار عابديني گرايش به تصوير با شعور طراحي ساختارگرايانه آميخته شده است. حاصل اين هم آميزي پيکره ها و ترکيب بندي هاي متوازن و پيراسته، رسيدن به بياني معاصر و ايراني است که با پيکرنگاري هاي درباري فتحعلي شاه قابل قياس است.
ساختار ديداري فيگورها به عابديني کمک مي کنند که بتواند ترکيب بندي هاي ايستا و تاثير گذار داشته باشد. سادگي، توازن و قرينگي، زيبايي شناسي شکوهمند و پر جلال ايراني را در آثار او زنده مي کند. پيکره هاي سايه گون پوسترهايش، همپاي نقاشي هاي مهرعلي(۱۱) به اصول تصويرپردازي دو بعدي نگارگران صفوي وفادار است(۱۲). در پيکره نگاري قاجاري، غالبا شاه، شاهزادگان و رامشگران درباري تنها در برابر ارسي يا پنجره اي که پرده اش به کنار جمع شده است، قرار گرفته اند. مردان با ريش بلند و سياه، کمر باريک و نگاه خيره در حالي که دستي بر شال کمر و دست ديگري بر قبضه خنجر دارند، نمايانده شده اند. و زنان با چهره‌ي بيضي، ابروان پيوسته، چشمان سرمه کشيده و انگشتان حنا بسته در حالتي مخمور به تصوير در آمده اند. همگي در جامگان زربفت و مرواريد نشان، و غرق در جواهر و زينت ها تجسم يافته اند. سرير، تاج، کلاه، سلاح، قاليچه، مخده و جز اينها نيز سراسر نقشدار و فاخر هستند. به طور کلي، افراد بيشتر به واسطه اشيا معرفي مي شوند، و کوششي براي نمايش خصوصيات رواني آنها مشهود نيست.(۱۳)
در پوستر هاي رضا عابديني پيکره ها با جامه ي  روزمره و ظاهري امروزي و خالي از تکلف، تنها ايستاده يا نشسته در سطوح رنگي ساکن، قرار گرفته اند. تن ها يا سايه گون اند يا با سايه پردازي مختصر در چهره و جامه، پرداخته شده اند. چهره ها يا بريده شده اند يا مخدوش گشته اند. دست ها عموما بار طراحي را به دوش مي کشند؛ يا باز شده اند يا بر سينه قرار گرفته اند، يا مثلا شاهد پيکره اي هستيم که دستي به کمر دارد و يا دستانش را به آسمان دراز کرده است.
در پوستر هاي رضا عابديني اشيا، تاج، کلاه، جواهر و زينت و سلاح شاهان و شاهزادگان درباري، همه، جايشان را داده اند به حروف، کلام و کلمه. عابديني کلمات فارسي را گاه چون تاجي مرصع نشان از حروف خيره کننده ي فارسي بر سر فيگورهايش نشانده است و گاه چون جامه‌ي زربفت مزين به مرواريد حروف به تن پيکره هايش پوشانده است. او حروف فارسي را گاه سردوشي پيکره هايش قرار داده است و گاه رازگونه چون طلسم محافظ، بر بازويشان بسته است. گاه سرها پر شده اند از خيال کلمات و گاه سينه ها.
اگر در پيکره نگاري قاجار، افراد به واسطه‌ي اشيا به مثابه نمادي از جايگاه اجتماعي و حرفه معرفي مي شدند، در تن هاي عابديني کلمات و کلام به مثابه نماد فرهنگ، انسان معاصر را باز مي نمايانند.
دانيل بل(۱۴) از نظريه پردازان جامعه پسا صنعتي، تاريخ بشر را از منظر معاني اي که انسان را به جهان پيوند مي زنند به سه دوره‌ي جهان طبيعي، جهان فني و جهان اجتماعي تقسيم مي کند. او با اصالت بخشيدن به کار به عنوان عامل اساسي در شکل گيري خصوصيات انسان ها و الگوي روابط اجتماعي، از کار پيشا صنعتي، صنعتي و پسا صنعتي سخن مي گويد. دانيل بل به دين، کار و فرهنگ به عنوان سه مجموعه از معاني براي اين سه دوره‌ي تاريخي اشاره مي کند. در جامعه صنعتي آدميان اشيا را مي سازند اما اين محصولات حقايقي ثابت اند، ذواتي شي واره هستند که هستي مستقلي از آن خود و خارج از انسان دارند. در جامعه پسا صنعتي آدميان فقط يکديگر را مي شناسند و مجبورند «يکديگر را دوست داشته بدارند يا بميرند» واقعيت «آن بيرون» نيست جايي که انسان «تنها و ترسان در جهاني که [خود] هرگز سازنده‌ي آن نبوده است». بل مي گويد: براي انسان مدرن و جهان-وطن، فرهنگ جانشين دين و کار به عنوان ابزار هاي تحقق خود يا به عنوان مشروعيت بخشيدن -توجيهي زيبا شناسانه- به زندگي شده است. ولي در پس اين دگرگوني، يعني گذار بنيادي از دين به فرهنگ، تغييري شگفت انگيز در آگاهي خصوصا در معاني رفتار عاطفي در جامعه انساني رخ مي دهد.
در آثار رضا عابديني کلمات بار نمادين فرهنگ را به دوش مي کشند، پيکره ها را دوره مي کنند، چهره ها را مي پوشانند ، بر سر و سينه و شانه و بازوشان مي نشينند و مي پيچند و مي لولند و آرام مي گيرند.
از اين گونه، آثار عابديني، امروزي و معاصر است.
تن هاي عابديني گاه با صلابت و شکوه در قاب پوستر ايستاده اند و ابرانسان گونه انگار به تو که در برابرش ايستاده اي خيره شده اند: مهاجم، سنت شکن و پرخاشگر. و گاه سايه گون، پوچ و تهي بازنمود انسان استحاله شده معاصر اند: رنگ باخته، ترسان و مستأصل.
دانيل بل مي گويد: اگر تقدير و بخت بر جهان طبيعي و عقلانيت و آنتروپي به جهان فني حکمروايي کنند، جهان اجتماعي مي تواند فقط در حکم زندگي در «ترس و لرز» باشد.
تن هاي رضا عابديني به سايه اي از انسان تنهاي معاصر مي مانند. اين گونه است که آثار عابديني امروزي و معاصر اند.
  • ايمان راد/ مهرماه ۸۵
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  | 

فیلمی از رضا عابدینی درباره اثار، فلسفه و زبان بصری اش  فیلمبردار : سهند صمدیان انیمیشن : رضا علوی موسیقی : جوسلین پوک با تشکر ویژه از : سـیما و غـزل امیــر علی قاسمی سلمان متین فر مرجان نعمتی بهراد جوان بخت صنم بهبهانی و مونا مشایخی تاریخ: ۲۰۰۳ تمامی حقوق مادی و معنوی این فیلم متعلق به رضا عابدینی می باشد ۲۰۰۳ - ۲۰۱۰ ©

 --------------------------- A Film by Reza Abedini about his visual language and philosophy Reza Abedini : Executive Producer Animation: Reza alavi Photography: Sahand Samadian Music: Jocelyn Pook Special Thanks to: Sima and Ghazal Amirali Ghasemi Salman Matinfar Marjan Nemati Behrad Javanbakht Sanam Behbahani Mona Mashayekhi Date : 2003 All rights reserved 2003- 2010 © Reza Abedini

برای دانلود ویدئو بر روی لینک کلیک کنید : http://fanoosban.persiangig.com/video/MGTRA.mp4

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  | 

رضا عابديني متولد سال 1346 در تهران و فارغ التحصيل رشته گرافيك ازهنرستان هنرهاي تجسمي و رشته نقاشي از دانشگاه تهران مي باشد. وي از سال 1362 به شكل حرفه اي كار خود را شروع كرد و طراحي پوستر فيلم هاي «سارا»، «هنرپيشه» و «يك داستان واقعي» را انجام داد. او براي پوستر فيلم «سارا»، سيمرغ بلورين بهترين پوستر سينمايي را از جشنواره بين المللي فجر و جايزه ويژه منتقدين سينمايي را از آن خود كرد و براي پوستر فيلم «يك داستان واقعي» ديپلم افتخار بهترين پوستر سينمايي جشنواره بين المللي فجر و جايزه سوم پوستر از بنيال طراحي گرافيك را به دست آورد. عابديني در نمايشگاه هاي متعدد داخلي و خارجي از جمله نمايشگاه پوسترهاي سينمايي خانه سينما براي سه دوره، دومين و ششمين بنيال طراحي گرافيك ايران، نمايشگاه پوسترهاي فرهنگ قشم، نمايشگاه بين المللي موزه پوستر اسن (آلمان) براي دو دوره، نمايشگاه پوسترهاي تجربي طراحان گرافيك ايران، پوسترBrief Enconters (پاريس ورشو)، بنيال بين المللي (جمهوري چك) شركت داشته است. وي از اعضاي انجمن بين المللي طراحان گرافيك، انجمن صنفي گرافيك ايران و سرپرست كميته فرهنگي انجمن صنفي طراحان گرافيك ايران مي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت   توسط حمیدرضا دانش  |